سفارش تبلیغ
مسابقه صبح رسانه
مسابقه صبح رسانه
درباره ما

عادت ندارم درد دلم را به کسی بگویم..! پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم..! تا همه فکر کنند نه دردی دارم و نه دلی..!

ویرایش
جستجو

آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
Slide 1 Slide 2

عیادت جانبازان مدافع حرم

حسینیه حضرت ام البنین(س)

حرم نورانی حضرت فاطمه معصومه(س)

مجتمع فرهنگی زیتون

مسجد آیت الله ایروانی(ره)

تشیع دانشمند شهید حاج احمد حاتمی

پایگاه فاتح خیبر

مزار شهدای گمنام بهشت زهرا(س)

 

حسینیه حضرت ام البنین(س)

حسینیه حضرت ام البنین(س)

شب اول محرم - بانگ لبیک یا حسین

محرم الحرام - هیئت مکتب العباس(ع) تهران

محرم الحرام - هیئت مکتب العباس(ع) تهران

محرم الحرام - آشپزخانه هیئت

برنامه ریزی های مسجد

پایگاه فاتح خیبر

پایه ریزی برگزاری یادواره شهدا

طرح ریزی اجرای برنامه ها

معرفی فرمانده جدید پایگاه

پایگاه فاتح خیبر

پایگاه فاتح خیبر

برنامه ریزی مسجد

سر قبر دانشمند شهید حاج احمد حاتمی

پایگاه فاتح خیبر

ایستگاه صلواتی فاطمیه

پایگاه فاتح خیبر

شاید این آخرین عکس ها باشد.... ان شاءالله

صدای نماهنگ کبوترانه






      

 کهیعص . . .

امروز را نه در این 5 حرف ، 
که در حرف آخرش باید جستجو کرد ، 
در "صبر"ى که امیرالمؤمنین(ع) سفارش کرده زینب(س) را ، 
در خبر از مصیبتى عظیم ، 
که عظیم تر از آن در آسمان ها و زمین نیست ، 
و زینب نقطه ى پرگار است در این واقعه . . .
از همان لحظه اى که تنش لرزید با شنیدن یک جمله : 

اَعوذُ بِالله مِنَ الْکَـرْبِ وَ الْبَـلا . . .

داغ تمام خانواده را دیده ، 
اما همواره حضرت شاه(ع) بوده براى تسکین دردهایش ، 
ولى این مرتبه فرق دارد ، 
سخت است ، 
براى همین مدام زمزمه میکند : 
کاروانى از شقایق ، هر زمان آید به یادم 
من که در یک نیمه روزى ، هستى ام از دست دادم 
من خداى عشق و صبرم، با سرشک دیده ابرم . . .
آرى آرى . . .
خداوندگار عشق و صبر بود زینب(س) ،
و سینه اش را تاب این غم نبود ، 
یک سال و اندى پس از آن مصیبت زنده بود ، 
آن هم با غم حسین(ع) ، 
و با ام بى بنین مدام از کربلا میگفت ، 
از اصغر؛ از سه شعبه ، از حرمله ، 
از اکبر؛ از اِرباً اِربا ، 
از قاسم؛ از اَحلى? مِن عسل ، 
از حسین؛ از بِسمِ الله و بِالله و عَلى مِلَــةِ رَسولِ الله، از قتلگاه، از وَ الشِمرُ جالِسٌ عَلى صَدرِه ،
از حضرت ماه؛ از اَخا اَدرک اَخاک ، 
از بوى چادر سوخته ، 
از گوشواره هاى به غارت رفته ، 
از غسل زهراى سه ساله ، 
از طعم سیلى ، 
از بازار برده فروشان ، 
از بزم شراب، 
از طشت طلا ، 
از اسیرى . . .

صَلّى اللهُ عَلَیکِ یا بِنتِ حیدر . . .






      

 

 

 

 






      


پیامهای عمومی ارسال شده

+ به دعای خیر دوستان ان شاءالله برای بقیه دوستان http://s9.picofile.com/file/8278522642/14487191_851136918361948_1719178518421569536_n_1_.jpg

+ داشتم برای چندمین بار حکایت سید عبدالکرم پینه دوز را میخواندم که به حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف گفته بود: "اگر یک روز شما را نبینم دق میکنم"و اینکه ما امام مان را نمی بینیم و هیچ عین خیالمان نیست! داشتم فکر میکردم چه بی حوصله ام این روزهاآنقدر که گاه به خودم نهیب میزنم نکند دعای فرج خواندنم از روی عادت شده باشد و صدقه دادنها و سلام هایم بدون روح و نفس. بی حال و حوصله ام این روزها



+ نقل از شهید استاد مطهری(ره) : سلام بر حسین(ع) و یارانش روح که بزرگ شد جسم به زحمت می افتد و اگر روح کوچک بود جسم آسایش می یابد و جسم به سمت خواهش های تن می رود تنی که زیر سم اسب ها لگدمال می شود جریمه روح بزرگ را می دهد....



+ ارباب من... من برای اربعین وکربلای تو،کشیدم نقشه ها جان زهرا!!! نکند نقش بر آبم بکنی؟؟؟ *اولین اعزام کاروان پیاده هیئت مکتب العباس(ع)تهران*



+ بدون شرح ...



+ جان خود در ره "اولاد علی" می بازیم همچو "مالک" به "عدوان علی" می تازیم ای که گویی که خلایق ز "ولی" خسته شدند کوری چشم تو بر "سید علی" می نازیم



+ تحــت فرمــــان ابـــــاالفضــلیــــــم و ارتــــــش می شـــــویـــــــم با مـــــــدد از مـــــــادرش، کابــــــوس داعــــــش می شـــــویــــــــم



+ دشـــــــــمــــــــــــن بــــــــــدانــــــــــد کـــــــــــــــه : هـفـــت آســـمـان و اوج فــلــک را کـــه رد کـنــــد قــدش نمی رســد که رهـبـــــر مــا را رصـــد کـنـــد ...



+ امتحان دارم فردا ولی اصن نمی تونم بخونم نمی دونم چه مرضیه تا میام دو کلوم بخونم یاد حرم ارباب می افتم یاد حرامی ها ، یاد زجر و شمر و حرمله خودم را با چیزهای دیگه سرگرم می کنم نه درس می خونم و نه قبول می شم منتظر جواب اعزامم یعنی اگر جواب بدن وای خدای من یعنی میشه فدایی ارباب بشم؟ .... فکرم کار نمی کنه !!!!!



+ آقای روحانی! آقای رییس جمهور منتخب! از شما توقع نیست آب در آسیاب دشمن بریزید و دشمن را کمک کنید! از شما توقع نیست که پس از سخنرانی مقام عظمای ولایت(حفظة الله) نسبت به هموار کردن راه برای رساندن مردم به بهشت آنگونه تند و زننده سخن بگویید. *آقای رییس جمهور این اولین اخطار(به قل فرهنگ غربیتون اولتیماتوم) است* *حواستان را جمع کنید که پس از این به چه کسی توهین می کنید*